X
تبلیغات
بابا

بابا

به نامی که زیباست و زیبا آفرید/جنگل و کوه و دریا بابا آفرید

سلام

من از شمال اومدم ولی احتمالاً به زودی میرم مشهد شدیم مارکوپولوی ایران ولی به پای آق سیاوش نمیرسیم که به مارکوپولوی اصلی گفته بیشین سر جات جوجه

خلاصه میخوام بگم خاطر همتون عزیزه

دوستون دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه

ممنون که خوندید

بابا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/28ساعت 0:16  توسط سعید  | 

آهنگای درخواستی

این آهنگا به اسم بچه هاست اونایی که باحالن میگم دانلودشون کنید

1.آهنگ فریاد بی صدا

فوق العادست مال 30 سال پیش مرحوم مازیار

http://rapidshare.de/files/47834304/__1601___1585___1740___1575___1583____1576___1740___1589___1583___1575_.mp3.html

2.2دره باز

قشنگه و خیلی با حال .... من هیچ مسئولیتی نمیپذیرم

http://rapidshare.de/files/47834317/2DAREBAZ.MP3.html

3. جنازه

قشنگ نیست گفتم همین جوری بذارم دور هم باشیم (ارزش دانلود نداره)

http://rapidshare.de/files/47834297/Jenaze_Www.Iran2Music.coM.mp3.html

4.آهنگ یکی نبود با صدای رضا یزدانی >>>>>تقدیم به همه داش آکلای خودم مخصوصاً سیاوش

http://rapidshare.de/files/47834396/yeki_nabod.mp3.html

ممنون

بابا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/22ساعت 12:3  توسط سعید  | 

آلبوم جدید

خبر                            خبر

بشتابید

بشتابید


آلبوم جدید روزبه نعمت اللهی به نام عمو زنجیر باف اومد.............

خیلی قشنگه همه ی آهنگاش قشنگه.....

این تنها خواننده ایه که هم من هم مجید خالقیان به تفاهم رسیدیم ازش خوشمون میاد....

سیاوش تو هم مطمئنم خوشت میاد حتماً تهیش کن...

مسعود تو نمیخواد گوش کنی خز میشه....

بی شوخی من همه ی آهنگاشو گوش کردم فوق العادست

لینک دانلودشو نذاشتم چون معتقدم باید برید آلبومه ارجینالشو خریداری کنید تا هم روزبه ورشکست نشه هم کیفیت آهنگا خوب باشه

ممنون که خوندید


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/17ساعت 12:39  توسط سعید  | 

ماجراهای نورمحمد

به نام خدا

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود تو شهر بی درو پیکر دامغون یه خوابگاه بود به اسم نورمحمد ، این خوابگاه یه ورودی داشت به اسم 87 ، و این 87 یه رشته داشت به نام کامپیوتر ، این رشته ی کامپیوتریها ، 5 تا اتاقو اشغال کرده بودن 13،14،22،23،24
از قضا تو اتاق 13 یه نفر زندگی میکرد به نام سعید ، این آقا سعید یه هم اتاقی داشت ، هم اتاقیشو خیلی دوست میداشت ، این هم اتاقی بچه ی ساده ای بود و مهربون ، یه روز سعید مارمولک تصمیم میگیره که از سادگیه این هم اتاقیش سوئ استفاده کنه و این بدبخت فلک زدرو بذاره سر کار ، ماجرا از این قراره که هم اتاقیه سعید شماره ی محسن صدرو که ساکن اتاق 14 بود نداشت سعیدم از این موقعیت استفاده میکنه و عملیات مخوفشو آغاز میکند...
صحنه سازیه ماجرا:
مکان حادثه: اتاق 14  ، افراد حاضر تقریباً کل پسرای علوم کامپیوتری 87
گوشی محسن صدر در دست راست سعید ، آقای ایکس (همون هم اتاقیه سعید) نشسته دست چپ سعید ، سعید برای لو نرفتن ماجرا گوشی محسن را در کنار پاهای جمع شده ی خود قرار داد تا ماجرا لو نرود
ماجرا با یک اس ام اس از جانب سعید شروع میشود:"سلام آقای ....... ، من یکی از دخترای دانشگاه هستم چند وقتی هست به شما فکر میکنم ، ممکنه بیشتر با هم آشنا شیم"
چهره ی آقای ایکس در اون صحنه دیدنی بود ، چهره اش سرخ شده بود و دائم لبانش را گاز میگرفت
جالب بود قضیه رو همه ی بچه های داخل اتاق میدونستن و با هر اس ام اس همه به سمت آقای ایکس می آمدند تا همه با هم اس ام اسو بخونن بیچاره آقای ایکس نمیدونست چه سرنوشت شومی در انتظارشه....
آقای ایکس هم شروع کرد به اس ام اس زدن "ببخشید شما کی هستید؟".... سعید هم نامردی نمیکنه و اسم یکی از خانومها رو مییاره ، آقای ایکس قرمزتر میشه ، و تصمیم میگیره زنگ بزنه به این خانم ، سعیدم تسلیم نمیشه
محسن صدرو که صدای نازکو خوب در مییاره با خودش میبره بیرون ، آقای ایکس همچنان زنگ میزند ، محسن گوشیو بر میداره و با صدایی زنانه میگه "ببخشید آقای ... الان نمیتونم حرف بزنم"
آقای ایکس همانند آبشار نیاگارا متلاتم میشود و با خود میگوید :" به راستی چطور شده است که دختری عاشق من شده است "
این اس ام اسها همچنان تا ساعت 2 نصف شب ادامه داشت ، دقایقی دلم برایش سوخت و خواستم کل ماجرا را برایش بگویم ، ولی نفس پلشتم نگذاشت ، وای بر من....
آن روز گذشت ....
فردا شد.... آقای ایکس هنوز مطمئن نبود کسی که به او اس ام اس میداد همون خانمی است که سعید در جواب اس ام اسش نوشته بود ، و پیوسته در راهروی خوابگاه راه میرفت و با خود زمزمه میکرد:"یعنی اون کیه؟"
سعید که تشویش و نگرانیه آقای ایکس را میبیند بر نفس پلشت خود غلبه میکند و جلو میرود و به آقای ایکس میگوید :"برو 2 تا دلستر خانواده بخر تا بگم اون کیه"
آقای ایکس بدبختم مجبوراً به بوفه خوابگاه میرود و 2 تا دلستر خانواده برای سعید میخرد .... پس از این که دلسترها به دست سعید داده میشود هم زمان یقه ی سعید هم گرفته میشود و با صدایی بریده بریده آقای ایکس به او میگوید:
"حالا بگو کی بود" سعیدم که باز میخواست فرار کنه ولی جای فرار نبود کل ماجرا رو برای آقای ایکس گفت..... وای خدا این صحنه هم جالب بود... آقای ایکس داشت آتیش میگرفت ... از فرط عصبانیت افتاد دنبال سعید و شروع کرد به ریختن دلسترا روی لباس سعید ..سعید کل اون شب داشت خودشو ا لباساشو میشست تا آثار دلستر از او پاک شود........................................... وای چقدر خندیدیم اون چند روز......
میدونم که خیلی کار زشتی کردم ولی آقای ایکس منو بخشید ....       

ممنون که خوندید

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/16ساعت 20:53  توسط سعید  | 

روز بابا مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم

پدر عاشقانه ترین سلامها تقدیم تو باد

بابای مهربونم روزی که با دستای مردونت گوشمو پیچوندی شاید فکر کردم دوستم نداری ولی بعدها فهمیدم همون پیچاندن گوش و تنبیه های تو بود که منحرفم نکرد ، پدر درسته که بهشت زیر پای مادر است ولی تکیه گاه مادر هم تو هستی .... عاشقانه دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/14ساعت 19:34  توسط سعید  | 

آهنگ

با این آهنگ خیلی خاطره دارم ، خیلی دوسش دارم ، هر موقع گوش میکنم یاد دامغان میوفتم

طریقه دانلود:

پس از ورود به لینک زیر در قسمت پایین جدول روی آیکون free کلیک کرده و منتظر بمانید تا زمان مشخص شده تمام شود سپس در کادر کلمه خواسته شده را بنویسید و دانلود را فشار دهید . اگه احتمالاً صفحه دانلود نیومد و یه صفحه دیگه باز شد آیکون please click here را فشار داده و دوباره امتحان کنید

لینک دانلود:

http://rapidshare.de/files/47722257/AHMAD_AZAD___01___TRACK__1.mp3.html

این آهنگم واقعاً عاشقشم آهنگ متن فیلم غریبانست با صدای حمید غلامعلی

http://rapidshare.de/files/47729101/04_-_Asheghane_.mp3.html

این آهنگم هر موقع گوش میکنم بعدش گریه هم میکنم .... آهنگ داداشم از شاهرخ سالار که آلبومش واقعاً نایابه و خیلی قشنگه اگه خواستید بقیه آهنگاشم براتون میذارم آهنگای دیگش همش شاد و قریه

http://rapidshare.de/files/47759563/dadasham.mp3.html

ممنون

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/10ساعت 19:12  توسط سعید  | 

یاد باد آن روزگاران یاد باد

نمی دونم چرا ولی برای اولین بار احساس میکنم دلم برای دامغان تنگ شده ، همیشه فکر میکردم تو دامغان غریبم هیشکی منو نمیفهمه ولی الان دلم برای روزای گذشته تنگ شده الان تو خونه احساس تنهایی می کنم یه مسافرتم خواستیم بریم جور نشد اصلاً به ما نیومده این جور مسافرتا برای از ما بهترونه ، اصلاً ولش کن میرم شمال میرم مشهد حال میکنم چرا برم غربت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم تنگ شده برای dubs برو بچ برید تو حال و هوای دامغون

استاد مرتضوی در حال خود

این فخری واقعاً خطرناکترین دختری بود که تا به حال دیده بودم یه روز سر کلاس حل تمرین من خیلی شلوغ کردم آخر کلاس به من اشاره کرد گفت بعد از کلاس نرو کارت دارم .... خدایا چی کار کنم ..چی کار نکنم .. کلاس تموم شد همه رفتن من موندمو خانم فخری در کلاسو بست ، گفتم الان..... اون زمان فقط آیت الکرسیو عم یجیب میخوندم که خدا به خیر بگذرونه گفتم الان با لگد میاد تو صورتم ... درو بست اومد به من یه سری اراجیف گفت که سر کلاس شلوغ نکنو فلانو بیسار خلاصه خدا رحم کرد که اون شب از کلاس سالم بیرون اومدم

بیچاره امیرعبداللهیانه شب یلدا رفته بود تلویزیون یادش بخیر استاد شنگولی بود

آقای علی اکبورییییییییی  شمااااااااااااااااااااااا

اینجا هم که کلاس استاد عرفانیه داوود سیدی داره کنفرانس میده   فکر کن..............

اینا همش مال ترم اول بود ترم دومم شاید بعداً حال داشتم گذاشتم

ممنون

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 22:9  توسط سعید  | 

میکشمت مرتضوی

ایییییییییییییی

خدا

منتظر بودیم بره رو نمودار این مرتضویه شاسکولو میگم خودشو نمیگما اصول 2 رو میگم آخرشم مرتیکه ما رو با 9.25 انداخت براجدادش نفرین همه ی تابستونمونو خراب کرد مرتیکه میخواستیم بریم مسافرات دل و دماغشو ندارم بچه ها زنگ میزنن دیگه جواب تلفنشونو نمی دم . حتی..............

خدااااااااااااااااااااااااااااا

جواب بابامو چی بدم همه فکر میکنن ما میریم درس میخونیم اونجا اگه بفهمن اونجا چه غلطی میکنیم .... الله اعلم

این تابستونم مثل تابستونه قبل که کنکورو گند زدیم داره افتضاح شروع میشه خدا به خیر بگذرونه کاش واسه این اصول ترم تابستونی گرفته بودم

ای بابا کلی برنامه داشتم برای تابستون مرتضوی خدا لعنتت کنه با این امتحانا و نمره دادانات

ممنون که خوندید

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 15:24  توسط سعید  |